سلام دوستان جا دارد تشکر و قدر دانی خویش را از استاد گرامی جناب سید اسماعیل برزنجی اعلام نمایم که زحمت ترجمه شعر "ته‌رمی ونی تۆ" کشیدند. ( شعر "ته‌رمی ونی تۆ" مطلب قبلی است )


ترجمه شعر " ته‌رمی ونی تۆ "  اثر زانکو خلیفه

مترجم سید اسماعیل برزنجی


پیکر بی جان گم شده ات

 

در هیاهوی غریو پاسدار شب

هجوم کابوس

سالیان دور خوابهای قاصدک

در بیدار باشی بی دریغ ،

مه آلود گردباد و

عزم راسخ به سکون

آه ...

به کدامین فلچه ی حس تصویرت کنم

که در تقدیر تیتر هیچ اعلامی

مکتوب نیست ،

کردار این خواب ،

که از سرخ راهها گذشته است و

شانه به شانه تنهایی شب نیز نمی زند

به لالایی کدامین ترانه از گلوی سرزمین " جاف " ها

به خواب نازت کنم رهنمون

فریادت ، گاته ای که قله به قله می سرایمش

ته صدای ساده ای ، در پندارهای کوه

آه ...

فرزندم

فرزند نگرفته پایم

ای هرم نفسهای زندگی ،

در شریان بودنم

در سپیده ی صبحی طنین زمزمه ای بودی

مک نزده به پستان مادری تشنه ، هنوز

بانگ تکبیری که خود به گوشت خواندم

و تو از سحر ، اندکی آنسوترک

فرو رفته در غبار

نامت ، نام شیفته ای

که بر سینه این ترانه

حک شده بود

و درگاه نبودی ،

هنگامی

که در انتظار لبخندت

کوه و دشت ،

درخت و باغ و جنگل ،

جالیز و چینه ها ،

به صف

فرزند نگرفته پایم

برای گاه مژده ی کوچ

به جلوگاه جلوه ات

پا به رد پای می نهیم

که بوی تبارت

در تصویر عریان آن جاری ،

تا به این تابوت بسپاریم

پیکر بی جان بر منظرگاهمان نا پیدا

که این شماره کردنها در انجام است و

تو پروانه ،

این سروده نیز کفن از هم دریده ات

 


11/05/1388